احمد مجد الاسلام كرمانى

52

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

مردم شدند و اى كاش اين وضع در طهران تنها بود ، بلكه به تمام شهرها سرايت كرد ، در هر شهرى چنين انجمنى داير شد مخصوصا در رشت و آذربايجان و قزوين و اصفهان انجمن مجاهدين و فدائيها داير شد ، و جماعتى بىكار و بىهمه چيز خودشان را فدائى ملت قرار داده عموم مردم را تهديد بقتل كرده و هرچه از هركس ميخواستند ميگرفتند و هر بيچاره‌اى كه در اداى آنچه خواسته بودند كوتاهى ميكرد فورا او را مستبد ميخواندند و اين كلمه منحوسه مثل صاعقه اثر داشت ، چرا كه در هرجا نسبت بهر كس هر تهمتى بزنند تحقيق و تفتيش در كار هست حتى نسبت كفر و زندقه بلكه اگر خود انسان متهم بگويد من از اين تهمت برى هستم مادامى كه دليلى قوى بر ضد اعتراف او در دست نباشد از او نمى پذيرند ، اما نسبت مستبد بهر كس كه ميدادند آن بيچاره منفور تمام ملت ميشد ، حتى زن و بچه‌اش هم از او بيزار ميشدند ، و هر قدر فرياد ميزد كه من مستبد نيستم به گوش احدى فرو نميرفت و داغ باطله بر او ميزدند ، نه اثبات لازم بود ، نه تحقيق به مجرد آنكه يكنفر يا يك نفر روزنامه‌نگار يا يكى از اعضاء انجمنها ميگفت يا مينوشت فلان شخص مستبد است ، عموم مردم آن را كالوحى آلمنزل ميدانستند و قلم نسخ و ابطال بر دفتر عمر يك نفر بيچاره ميكشيدند . بلكه از شهرها گذشته به تمام دهات هم سرايت كرد ، در هر قريه هم كه صد خانوار جمعيت داشت دو سه انجمن داير شده و اغلب هم مقصودى غير از خوردن مال ارباب را نداشتند ، مخصوصا بعد از انتشار روزنامه صور اسرافيل كه صريحا رعايا را تشويق ميكرد كه مال الاجاره بمالكين دهات ندهند ، بلكه حاصل تحريرات او اين بود كه اراضى متعلق است به خود رعايا . كه كار ميكنند و بايد اراضى را از تصرف مالكين شهرى انتزاع نموده تسليم و تقسيم بين رعايا نمايند ، معلوم است